<< جز او سرابی بیش نیست >>

ندارم وحشتی از شیر و ببر و حمله ی گرگان

از آن گرگی كه می پوشد لباس میش می ترسم

 مرا با خانقاه و خرقه و درویش كاری نیست

ولی از نامسلمانان نادرویش می ترسم